جمعه 9 بهمن 1388
غربت
| به یاد غربت و مظلومیت فرزندان حسین (ع) |
|
|
| 28 آذر 1388 ساعت 15:59 | |
|
عاشورای
سال 61 در اردوگاه موصل 4 بودیم. از اوایل محرم، فشار دشمن برای جلوگیری
از انجام عزاداری ها شروع شد. قطع آب از صبح، آمار گرفتن های ناگهانی،
تفتیش های پی در پی و طولانی از این گونه فشارهای دشمن بود.
روز عاشورا، موقع نظافت صبحگاهی كه بیشتر اسرا یا در صف دستشویی بودند یا در حال قدم زدن. همه ناراحت از این كه نمی توانند كمترین برنامه عزاداری را داشته باشند. چند نفر از دوستان خدمت حاج آقا ابوترابی رسیدند و درخواست رهنمود كردند. حاج آقا فرمودند : به یاد غربت و
مظلومیت و سرگردانی اطفال امام حسین (ع) در عصر عاشورا، به همه برادران
بگویید پا برهنه شوند! فقط چند دمپایی جلو دستشویی ها و آسایشگاهها گذاشته
شود! در عرض چند دقیقه این موضوع در بین اسرا شایع و بیش از 1700 نفر به یك باره پا برهنه شدند و این یك مبارزه ساكت با دشمن و تنفر از یزیدیان زمان و هم نوایی با خاندان ابی عبدالله (ع) بود. لحظاتی به یاد صحنه های اضطراب و فرار جگر گوشه های خاندان وحی از كنار خیمه های سوخته كربلا افتادیم و با یادآوری این مصیبت ها، رنج اسارت مان فراموش شد . سربازان دشمن از این حركت هماهنگ كه نشان از همدلی و اطاعت از رهبری قوی و با نفوذ داشت، به هراس افتادند و به « مشعل » و « عثمان » درجه داران بعثی خبر دادند . آن ها هم بی درنگ به فكر چاره افتادند. چاره آن ها جز همدلی با لشكریان عمر سعد چیزی نبود . آن روز ، دقایقی جلوه ای از غروب عاشورا در اردوگاه ، نمودار شد. |
چهارشنبه 16 دی 1388
مناجات
مناجات
پروردگارا سخن با نام تو اغاز میکنم که بهترینی
خداوندا مرا همین عزت بس که در عین حقارت به بندگی پذیرفته ای پس شایستگیم ده تا عبد صالحت باشم
آی شهدا
شما با معبود خود چه گفتید که آسمانی شدید
شما در خلوتهای شبانه خود چه کردید که اینگونه پرواز را آموختید
دستم را بگیرید و مرا از این ظلمت کده رهایی بخشید

تبلیغات 
